أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

378

تجارب الأمم ( فارسى )

اعتماد خود را [ در بخشها ] به خدمت على بن بويه گمارده ، خودش تنها براى فريب دادن ياقوت به يكى از ديه‌هاى خود رفته ، به ياقوت پيام مىداد كه چون ترس مردم را گرفته است ، مىخواهم از ميدان كشاكش دور باشم ، پس خواستار دستور كار مىشد ، ولى در پنهان به على بن بويه يارى مىداد ، به سود او رايزنى مىكرد ، پيش آمدها را گزارش مىداد ، راه‌ها را به يارانش نشان مىداد ، گرفتارىهايش را بر كنار مىكرد و به هزينه‌هايش كمك مىرسانيد ، تا آنجا كه چهل روز ، خود و سپاهيانش را ميهمان كرد و هزينهء بسيار نهادند كه گويند دويست هزار دينار شد . على بن بويه برادرش ابو على [ حسن ] را به كازرون و جاهاى ديگر فارس فرستاد ، پس دارائى بسيار و گنجينه‌هاى باستانى خسروان [ 1 ] را كه نزد مردم پنهان مانده بود و پشت به پشت به ارث رسيده بود به دست آورد * . پس در آمدش از درآمد برادرش فزونى يافت . ياقوت سپاهى انبوه براى جنگ با حسن بن بويه فرستاد ، ولى او با اندك سپاهيان خود با ايشان جنگيد و شكست داد و آنان را گريزاند و پيروزمند و با دست پر به نزد برادرش على بويه بازگشت . در اين هنگام پيوند يگانگى نيروهاى ياقوت با وشمگير و مرداويج به كار بسته شد و بويه ناچار شد بسوى كرمان پس نشيند . او از نوبندگان به استخر و از آنجا به « بيدا [ 2 ] » شد و ياقوت با همه سپاهش به دنبال او مىآمد . على بن بويه به پلى برخورد كه براى رسيدن به كرمان مىبايستى از آن بگذرد ، ياقوت پيشدستى كرده پل را بگرفت و راه را بر او بست و او را ناچار به جنگ كرد . سال سيصد و بيست و دوم آغاز شد : جنگ روز سه شنبه سيزده روز از جمادى دوم سال 322 مانده آغاز شد و روز چهارشنبه سخت‌ترين روز را گذرانيد . شب پنجشنبه على بن بويه ياران را گرد آورده گفت : من نيز مانند يكى از شما پياده خواهم جنگيد . او با نويدهائى آرزوها را در ايشان زنده كرد ، پس با هم ، پيمان ايستادگى و مردانگى بستند .

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « للاكاسرة . . . » پانوشت . ص 374 . [ ( 2 - ) ] M . متن : الى اصطخر و منها الى « بيضاء » . . . معرب بيدا است ( احسن التقاسيم پ 643 ) .